X
تبلیغات
به یاد♥`*•.¸¸.•*´♥امیدم - امیدم










به یاد♥`*•.¸¸.•*´♥امیدم

ღ♥ღ ايــــن روزهــا خيلـی چـــيزهــا دستــــ مــــن نيسـتــــ مثـــلا دستان تو ღ♥ღ

گاهی بعضی از حرفها سنگینیشون

جای شونه رو دله ادم می افته

اون موقس که دلت به نفس نفس می افته

حس میکنم سنگینی حرفات رو دلمه اخه

دارم خفه میشم نفس نفس میزنم

فرو میشم تو خاطراتمون.بغض میکنم از این همه

فریب...باورم نداشتی و من ...

                                   دلنوشته* راحیل*


برچسبها: امیدم
نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 13:0 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

خدایا خواسته ام زیاد نیست...

اگر امید را برایم نمی خواهی...

بگذار با یادش نفس بکشم...

که بی امیدم نفسم میبررد... دلنوشته* راحیل*

                                  



برچسبها: امیدم
نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 0:1 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

امید ازت بدم میاد

از اینکه بودنت و نبودنت واسم عذابه

دلم میخواد جیغ بزنم وبگم کاش نبودی

با اون غرور لعنتیت با اون شخصیته سرده مزخرفت

تو هیچی نمی فهمی درک نداری احساس نداری

تو توی تنهاییام همدم نیستی.عذابی واسم

تو فقط بلدی زخم بزنی .بزن تا بمیرم راحتشم از تو

ازت بدم میااااااااااااااااد ازت متنفررررررررررررررررم

امید برو بمیییییییییییییییییییییییییییییر نمیخوامت

تقاص دل زخمیم رو ازت میگیرم           دلنوشته* راحیل*


برچسبها: امیدم
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392ساعت 20:38 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

امید خسته شدم حتی از نوشتن

کاش تموم میشد این روزا

به جای اینا من دارم تموم میشم

به خدا حال و روز بدی دارم

نمیدونم چه مرگمه چی میخوام

خودم تموم کردم خودمم دارم از بین میرم

کاش یا من تموم شم یا این روزای مزخرف

دیگه ریختم بهم از نوشتن و بی تابی گذشته حالم

کاش...اه ..اه...ههههههه..هیچییییییییییییی

حرفای بی خود راحیل


برچسبها: امیدم
نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1392ساعت 5:55 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

بی امیدم چه وازه سنگینیست برایم ...

کمر میشکند...دل میشکند...بغض میشکند...

در هم میشکند تمام راحیل را...

همین کافیست برای نابودیم تو دیگر خنجر برران نکن...

بگذار تا با کمری شکسته با چشمانی به خون نشسته ...

جم کنم تمام شکسته های دلم را...

تو زخم نزن .من کمک نمیخواهم.بگذار ببرراند دستم را ...

خاطراتی که در تکه تکه های دلم خانه کرده...

دلنوشته*راحیل*


برچسبها: امیدم
نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1392ساعت 5:15 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

روزی که تمام شد قصه ما...

چشمه اشکم خشکید و دیگر اشک نریختم...

لبخند بر لبانم ماسید و دیگر نخندیدم...

چند روزیست کسی سراغم می اید...

میداند دلم زخمیست و خنجر فرو میکند...

نمی دانم چرا با هر خنجرش لبخند بر لبانم مینشیند...

اخر دلسوخته. پاره پاره هم شود خیالی نیست...

دیشب بر زخم هایی که خود زده بود نمک پاشید...

لبخندی که بر ابانم نشسته بود...

همراه شد با اشکی  که از چشم و دلم جاری شد...

با اینکه خنجر در دستش هست و مرا دیوانه میخواند ...

لبخند به رویش میزنم اخر خنجرش دلم را از شوک رفتنت در اورد ...

اشک و لبخند را مهمان دلم کرد ...

بعد از روزها اشک ریختم و خندیدم...

ببین چه به روزم اورده نبودنت...

که مستانه میخندم و اشک میریزم و مردم دیوانه میخوانند مرا...

دلنوشته*راحیل*


برچسبها: امیدم
نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1392ساعت 22:43 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

امیدم...

با غم نبودنت من چه کنم...

یا دل سوخته و بیتاب چه کنم...

با تنه خسته و بیمارچه کنم...

با چشم خیس و پر از خار چه کنم...

با لب خشک وغزل خون چه کنم...

با نگاه عاشق و نشسته بر خون چه کنم...

                                                       چه کنم...

دلنوشته *راحیل*                                                            چه کنم...


برچسبها: امیدم
نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392ساعت 23:31 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

روزهاست که دلتنگم...

روزهاست که مینویسم تا دیگردلتنگ نباشم...

مینویسم نه برای بازگشت تو...

مینویسم تا بدانم دیگر بازگشتی نیست...

هر روز مینویسم و میخوانم...

تا دلم را با نبودنت روبه رو کنم...

هر روز با صدای بلند فریادت میکنم...

تا دلم فریادهای بی جواب من را بشنودو بی تابیش را پایان دهد...

هر روز عاشقانه های تو را در گوشش زمزمه میکنم تا بهانه تورا نگیرد...

عاشقانه ها را میشنودو این بار بهانه صدایت را میگیرد...

هر روز بهانه میگیرد و من وعده فردا ها میدهم...

تمام امیدم به فرداهاست که پایان نگیرد و من باز وعده فردا دهم تا

                                                                              دلم توان از کف ندهد...

دلنوشته*راحیل*


برچسبها: امیدم
نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392ساعت 0:51 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

خدایا...خدایا ....ای خداااااااااااااااااا...

من و نمیبینی...این پائینم...

پائین تر از همه بنده هات...

همون که خسته و تنهاس...

اونی که خودش خودش و از تنهائی بغل کرده...

اونی که روزهاس سر از زانوهاش بر نداشته...

اونی که مثل ابر بهارت میباره...

اونی که شونه هاش از عشق سنگینه...

همون که کمرش خمیده ...

اره همون که با عشق دنیایی بود و...

بی عشق ی روزنه ام نیست...

خدایا دیدی من و...اره ...

خدایا اگه ندیدی من و..داد بزنم صدام و بشنوی...

خدایاااااااااااااااا...ای خدااااااااااااااا...

من امیدم و میخوام...امیدم...امیدم...

دلنوشته*راحیل*


برچسبها: امیدم
نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1392ساعت 17:32 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

 میخوام خونه تکونی کنم ...خونه دلمو...

دلی که خونه عشق توئه ...

خاطراتمون و از سینه عاشقم امانت میگیرم...

اروم میذارمشون روی پاهام...

از اول..از شروع...از عشق...از تو...

از صدات...از چشات... از ارامش...ار اغوشت...

از گرمای نفسهات...از با تو بودن...نبودن...

از  تو ...تو و اون خنده های مستانت...

از اولین قدممون ...

با هر دستی که میکشم...خاطراتمون نفس میکشن و... من بی نفس میشم...

داره نزدیک میشه... داره تموم میشه...سال اغاز و پایان عشقمون...

محکم بغل میگیرم خاطراتمون و...صفحه به صفحه...

ثانیه به ثانیه...میبوسمشون...ی دل سیر بوشون میکنم ومست میشم...

اخه بوی با تو بودن و میدن...بوی وجود تو که دلیل بودن منه...

چشام و میبندم...بگو چشام و باز کنم پیشمی...بگو امیدم...

دلم میخواد چشام و باز کنم و ببینمت...

فروشم تو بغلت ...تو چشات نگاه کنم و... برای هزارمین بار عاشقشم...

1.2.3...چشام و بازکردم...امیدم نیستی...راحیلت تنهاس ...

دیدی تنهایی من و نیومدی...سال نو شد...بازم بی تو وغرق در خاطراتمون...

امیدم هر جا هستی با یاد من و بی یاد من سال نو مبارک...

دانوشته*راحیل*


برچسبها: امیدم
نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1392ساعت 2:42 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

امید...

زدم بیرون  از اتاقی که با نبودن تو متروکه شده...

میخوام خدا با بارونش...من و از عشق تو پاک کنه...

ایستادم و دستام و باز کردم...خدایا ببین...ببین...

این سینه منه ...قلبی داره توش میتپه که عاشقه...

پاک کن این عشق ونمی خوام...

نه...نه..خدایا..نه...نههههههههه...

پاهام سست شده...می افتم  رو زانوهام...

پاهام و تو بغلم میگیرم...سرم میذارم رو سینم...

خدایا ...نه...نبین..نه...

بدار بمونه...این عشق توی قلبم واین قلب عاشقم توی سینم...

اخه خونه امید منه...بدون عشقش قلبم دیگه نمیتپه...

دلنوشته*راحیل*

 

برچسبها: امیدم
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت 22:50 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

امید...

اخرین سه شنبه سال...اونم بی تو...

همه جشن گرفتن و من عذا...

پشت شیشه اتاقم ایستادم...بخار گرفته از نفسای بی جونم...

مدام ها میکنم تا بخارشه...منم بنویسم امیدم...

اشکم که جاری میشه ...امیدمم قطره قطره میسره رو شیشه...

اسمونم من و شیشه رو دیده...حالا اونم داره میباره...

حیاطمون با اون گوله های اتیش کلی ناز شده...

قلب منم با گوله های عشق تو داغون...

بارون داره اتیش توی حیاط خاموش میکنه...

چی شعله های قلب پاره پاره من وخا موش کنه...؟؟؟

اشک میریزم تا خاموش شه... ولی با هر قطره اشکم بیشتر زبونه میکشه...

بی انصاف...بیا کمکم...چقدر سنگ شدی...با همه تلاشت...هنوزم...

 امید منی...پس بمون امیدم...بمون

دل نوشته*راحیل*




برچسبها: امیدم
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت 22:27 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

امید

فردا داره میاد...

اونم بدون تو...

سالی که بدون تو بیاد و نمی خوام...

لحظه هایی که بی تو بگذره رو نمی خوام...

امید نمی خوام بفهم...

من اینارو نمی خوام...

می خوام خودم و بندازم بغلت...

می خوام محکم ببوسمت...

می خوام ی دنیا بوت کنم...

می خوام تو بغلت زمزمه کنم...

امیدم سال نو مبارک ببین چه خوبه که پیش همیم...

می خوام تو بغلت ارزو کنم...

خدایا تا همیشه منو از امیدم و امیدم از من نگیر...

ا...م...ین...

تو هم میگی...؟؟؟

دلنوشته*راحیل*


 


برچسبها: امیدم
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت 21:12 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

امید

دلم واست تنگ شده...

دلم میخواد قلبم و از سینم  بیارم بیرون...

پاره پارش کنم ...

بعد بکوبمش به دیوار...

اصلا زیر پام لهش کنم...

ولی نمیتونم اخه خونه توئه...

تو صاحب خونه دل منی...

اجازه ندارم بکوبمش...

امید یادته گفتی من مستاجر دلتم...

اون روز معنی شو نفهمیدم...

ولی حالا که با دل شکستم اواره شدم...

میفهمم اجاره نشینی یعنی چی...

هنوزم حاضرم بخرمش امید...

چی... بهاش واسه من سنگینه...

خوب باشه... ی بار دیگه فقط ی بار دیگه

به من اجارش بده...اخه... اخه...

خیلی دلم تنگیده واسه امیدم


دلنوشته*راحیل*

برچسبها: امیدم
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت 19:48 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

یادته

عصبانی که میشدم

داد میزدم ...

امید نمی خوامت ازت  بدم میااااااااااااااااااد...

یادته چی میگفتی به من؟؟؟

میگفتی:باز تو ریحتی به هم ...

بعد ی کوچولو سکوت میکردی و اروم میگفتی

راحیلم...

یبیا بغلم...

امید

الانم داعونم میخوام داد بزنم...

میگی راحیلم...؟؟؟

دل نوشته*راحیل*



برچسبها: امیدم
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 17:46 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

امیدم

روزهاست که نیستی ...

روزهاست  که نیستم...

روزهاست که تنهام...

امیدم...

اه هههههههههههههه..... امید

ببین این منم راحیل...

دیگه نمی خندم حتی اشک نمی ریزم...

نمی خوابم نمی فهمم ...

نمیمیرم

امید نمی میرم با اینکه نفس نمیکشم...

امید تو نفرینم کردی که بی نفس بمونم ...اره؟؟؟؟؟؟؟

دل نوشته*راحیل*


برچسبها: امیدم
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 17:30 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

می خواهم بنویسم ...

از خودم... از تو ...  

قلم در دستم میشکند...

جوهر می خشکاند...

رنگ می بازد...

قلم هم می ترسد...

میترسد بنویسد و عاشق شود ...

عاشقه!عاشقانه های ما ...

  دل نوشته *راحیل*


برچسبها: امیدم
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 15:43 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

یادته...

یه شب قرار گذاشتیم

اگه ستاره های آسمون فرد شد من تورو ببوسم!!

اگه زوج شد تو منو ببوسی!!

 ولی تو خوابت برد وتا صبح من بوسیدمت ...


برچسبها: امیدم
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 15:35 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

نمیدونم چمه......

فقط میدونم حالم خوب نیست.....

حالم خرابه....... خراب

انگار یک بغض نشکسته داره قلبمو پاره پاره میکنه...

انگار....... اه...... انگار غریب افتادم تو این دنیا

انگار هیچ کس جز تو ..... جز من ........

انگار ........... اه اه ......... ای بابا......... بگذریم

اینکه دوست دارم کافیه ........ اره ......... همینکه دوست دارم کافیه

برچسبها: امیدم
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 15:28 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

یادش بخیر

 اون روزایی که با تموم مداد رنگی توی جعبه ام یاد خوب

آمدنت رو نقاشی کردم و جاده سفید رفتنت رو خط خطی...!

از وقتی

 که رفتی دیگه هیچ کس نیست که زندگی رو برام دیکته کنه

غلطهامو بگیره و دور روزهای اشتباه زندگیم خط بکشه و

مجبورم کنه از روی تجربه هر کدوم رو ده بار دوره کنم...!

اون وقت ها هر موقع می خواستم برات بنویسم "دوستت دارم"

نوک مداد میشکست و حالا گاه و بیگاه کوچکترین یاد از تو

قلبم رو میشکنه...!

بیا... بیا...

و لحظه هامو قسم بده تا بدونی و بفهمی که:در نبودت چی کشیدم...!

من امشب قسم خوردم که تو را هرگز نرنجانم

و من میدانم امشب بی تو خواهم مرد...!



برچسبها: امیدم
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 15:26 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

میروم...

دیگر اغوشت را نمی خواهم...

پیش به سوی تنهایی...


می خواهم بااو هم اغوش شوم...
تا تو را و هر چه که به تو ختم میشود را فراموش کنم...
دست از همه کشیدم حتی خودم...
اغوشم گرما و بوی تو را دارد...
نفس هایم بسته به نفسهای داغت...
روحم در گرو بودن تو,جسمم را گرم نگاه داشته...
پس من هم به تو ختم می شوم...
خودم را هم همراه تمام خاطراتت غرق میکنم...
 درون باتلاق جدائئ که سرنوشت برایمان ساخت...

تسلیت قلب عاشقم دیگر سرخی عشق به کارت نمی اید رخت سیاه بر تن کن...

دل نوشته*راحیل*


برچسبها: امیدم
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391ساعت 21:59 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

او رفت...
همیشه من تمام میکردم
می گفتم نمی خواهمت
و او بی صدا میرفت
وقتی می دید ارام شدم
میم را به اخر اسمم اضافه می کرد
زمزمه وار صدایم می کرد
چه شیرین...
دوباره اشتی دوباره ارامش
دوباره گرمای اغوشش
و غرف شدن در چشمان عاشقش
این بار او تمام کرد
چه تلخ...
چه سخت بی اغوش او
چه سخت شنیدن فریاد های دلم
چه سخت دیدن قلب پاره پاره ام
و چه سخت محرومیت از داشتن او
او رفت...
و من تمام میم های دنیا را
به اخر اسمش اضافه کردم
و به تکرار فریادش زدم تا باز گردد
او رفت و دیگر باز نگشت
چه سرد...
ای کاش من همیشه می رفتم
و او صدایم میکرد ومن باز می گشتم
او میدانست من باز میگردم
اسمم را زمزمه می کرد
و من میدانم او باز نمی گردد
اسمش را فریاد می کنم
او رفت و دیگر باز نگشت...

دل نوشته  * راحیل *

            


برچسبها: امیدم
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391ساعت 21:52 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |

امیدم

این بار که آمدی                                   

   دستانت را روی قلبم بگذار

                              تا فهمی این دل با دیدن تو نمی تپد

    می لرزد...


برچسبها: امیدم
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391ساعت 21:42 توسط ღ♥ღ راحیل ღ♥ღ |



      قالب ساز آنلاین      




کد ساعت فلش


کد حرکت متن دنبال موس

کد حرکت متن دنبال موس














امارگیر حرفه ای سایت






مرجع وبلاگ نویسان جوان